كسی آن دوردستهاست كه من را دست تكان میدهد!
كسی شاید باید نقطهای میكشید!
من،خودم را پیدا میكند!
كجایی؟
میان حجمهایی از من...
بیایید...
كمی ساده،خیالانگیز
مرا مرور كنید...
در تمام دفترهای بدون خطتان!
ببینید...
.
پینوشت: صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد...ور نه اندیشهی این كار فراموشش باد!